تبلیغات
مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف - مطالب زندگینامه ی چندی از پیامبران

حضرت ادم

ادوار نبوت:دوره اول نبوت

لقب:خلیفۀ ا...

کنیه:ابوالبشر

معنای اسم:آدم=آفریده شده از سطح زمین

پدر ومادر خداوندمتعال آدم را ازخاک آفرید وجان دراو دمید.

تاریخ ولادت:قبل از هبوت آدم

مدت عمر: ۹۳۰

محل هبوت: آن حضرت در کوه صفاوبنا به قول مشهوردرکوه سراندیب فرود آمد.

محل دفن:نجف اشرف در کشور عراق

نسب:خدای متعال بعد از خلقت آسمان ها وزمین وسایر موجودات اراده فرمود،سرامد مخلوقات یعنی انسان را بیافریند ونخستین انسانو نخستین انسان وپیامبری که سرگذشت او در قرآن ذکر شده حضرت آدم است.

تعداد فرزندان:آن حضرت فرزندان زیادی داشت.

مختصری از زندگی نامه:

خداوند متعال بعد از اینکه آدم وحوا را آفرید،به آنها اجازه داد در بهشت زندگی کنند،واز تمامی نعمت های آن استفاده نمایند،بجز میوهی خاصی که آدم وحوارااز خوردن آن نهی کرد وفرمود:اگر به آن درخت نزدیک شوید

واز میو ه آن بخوریداز بهشت رانده خواهید شد.ولی باوسوسه های شیطان،به آن درخت نزدیک شده واز

میوه ی آنخوردند و خداوند آنها را ازبهشت بیرون راند وبه زمین فرستاد.آدم وحوا از عمل خود سخت پشیمان شدند وسالها به درگاه خداوند متعال گریه وزاری نموده وطلب آمرزش کردند.خدای مهربان توبه آنها را پذیرفت

واز خطایشان درگذشت.

فهرست سوره هایی که نام حضرت آدم درآنها ذکرشده:بقره،ال عمران،ماعده،اعراف،اسراء،کهف،مریم،طه،یس


منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت ادریس

حضرت ادریس(ع)

ادریس :نام آن حضرت در زبان عبری اخنوخ است.

پدر:یارد

مادر:بره

تاریخ ولادت:۸۳۰ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۳۶۵ سال

بعثت:در کوفه مبعوث شد.

محل دفن:آن حضرت به آسمان ها عروج کرد.

نسب:ادریس بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن ادم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۲ پسر داشت.

مختصری از زندگی نامه:

برخی آن حضرت را از این جهت ادریس نامیدند،که حکمتهای خداوند وسنت های الهی را درس میداده است.

وی با ۷۲ زبان مردم را بهسوی خدای یگانه دعوت می نمود. محل اقامت او در مسجد سهله در شهر کوفه بوده است.

چنانکه معروف است حضرت ادریس اولین کسی بوده است،که خط نوشت،جامه دوخت وخیاطی را تعلیم داد.

آن حضرت در زمینه ی علم نجوم وهندسه وحساب و فلسفه و...تبحر داشت وآنهارابه مردم زمان خود می آموخته است.نقل شده است:خداوند ۳۰ صحیفه بر ادریس نازل نمود.

فهرست سوره هایی که نام حضرت ادریس درآنها ذکرشده:مریم،انبیاء

منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت نوح(ع)

حضرت نوح(ع)

ادوارنبوت: دوره دوم نبوت

لقب:شیخ الانبیاء

معنای اسم:نوح=نوحه و اسامی دیگری نیز دارد.عبدالغفار،عبدالملک،عبدالسلام

پدر:لمک

مادر:قینوش

تاریخ ولادت:۱۶۴۲سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:بیش از هزار سال نوشته اند

بعثت:پیامبری ایشان در بابل،عراق و شام بود

محل دفن:نجف اشرف درکشور عراق

نسب:نوح بن متوشلخ بن اخنوخ بن یارد بن مهلا ییل بن قینان بن انوش بن شیث بن ادم(ع)

تعداد فرزندان:ان حضرت ۴ پسرداشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت نوح(ع) نخستین پیامبراولواالعزم است که خداونداورا با کتاب وشریعت جداگانه ای

بسوی مردم ان روزگار مبعوث نمود.هرچند ان حضرت سالیانی دراز،قوم خودرا به یکتا پرستی دعوت نمود، ولی نتیجه ای نبخشید،تا اینکه به امر خداوند کشتی بزرگی ساخت واز هر نوع حیوان یک جفت(نروماده)درانقرار داد و سپس خود و عده کمی از همراهان به علاوه سه فرزندش (سام-یافث-حام)و همراهانش در کشتی نشستند پس از ان چهل شبانه روز باران سیل اسایی بارید و بعد از اینکه اب فرو نشست کشتی بر قله کوه جودی و به روایت تورات ، بر کوه ارارات یا اغاری به خشکی نشست بدین ترتیب نوع بشر از بازماندگان کشتی نوح بوجود امد.

فهرست سورهایی که نام نوح در ان ذکر شده: ال عمران-نساء-انعام-اعراف-توبه-یونس-هود-ابراهیم-اسراء-مریم-انبیاء-حج-مومنین-فرقان-

شعراء-عنکبوت-احزاب-صافات-ص-غافر-شوری-ق-ذاریات-نجم-قمر-حدید-تحریم-نوح.


منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت هود

حضرت هود(ع)

معنای اسم :هود =هدایت یافته(در زبان عبری نام آن حضرت عابر است).

پدر: شالخ.

مادر: بکیه

تاریخ ولادت:۲۶۴۸سال بعد از هبوت آدم

مدت عمر:۴۶۰سال

بعثت: برای هدایت قوم عاد مبعوث شد.

محل دفن:نجف اشرف در عراق

بروایتی نسب آن حضرت:هود بن شالخ بن ارفشخد بن سام بن نوح(ع).

تعداد فرزندان: آن حضرت۳ پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

خداوند حضرت هود را برای هدایت قوم عاد مبعوث گردانید آن حضرت قوم خود را موعظه میکرد و فرمود:

ای قوم،اکنون من پیغمبر خدا هستم وبه راستی آمده ام ،تاشمارا به پرستش خدای یگانه دعوت کنم. ای مردم،بت پرستی را رها کنید تا سعادتمند شوید.آن قوم چون این سخنان را شنیدند،برسر وی ریختند واو را سخت زدند،بطوری که بی هوش شد.بعد از این واقعه باز هم از سوی خدا ندا رسید،کهقوم خود را موعظه کن،به درستی که ما تورا فراموش نخواهیم کرد.حضرت هود دوباره مردم را به خدا پرستی دعوت کرد.

ولی آنها ایمان نیاوردند وسر انجام به خاطر بی ایمانی مورد خشم خداوند قرار گرفتند ودر اثر وزش بادهای مسموم همه بجز گروه مومنین هلاک شدند.

فهرست سورههایی که نام هود(ع)در آنها ئکر شده است:اعراف، هود، شعرا


منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت صالح

معنای اسم:صالح=نیک نیکوکار

پدر: جابر

تاریخ ولادت:۲۹۷۳ سالبعد از هبوت آدم(ع)

مدت:۲۸۰سال

بعثت:برای هدایت قوم ثمود به پیامبری رسید.

محل دفن:نجف اشرف واقع در کشور عراق

بروایتی نسب آن حضرت:صالح بن جابربن ثمودبن عابر بن ارم بن سام بن نوح(ع).

مختصری از زندگینامه:

حضرت پیغمبر قوم ثمودبود. آن حضرت قوم خویش را از بت پرستی منع کرده وبه پرستش خدای یگانه دعوت می نمود،ولی آنان او را تکذ یب می کردند.عاقبت از آن حضرت معجزه ای خواستند وگفتند:

باید از دل کوه شتری همراه با بچه بیرون بیاوری،دران صورت به تو ایمان می اوریم پس ان حضرت دعا کرد و خداوند اجابت نمود ولی قوم ثمود گفتند: صالح سحر و جادو کرده سپس ناقه را کشتند حضرت صالح آنها را نفرین کرد و خداوند آن قوم را مورد خشم خود قرار داد و صدای وحشنتناکی از آسمان به گوش آنها رساند، که در نتیجه بجز گروه مومنین ، همه از ترس جان دادند.

فهرست سوره هایی که نام حضرت صالح درآن ذکر شده:اعراف،هود،شعراء


منبع :مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت لوط

حضرت لوط (ع)

معنای اسم:لوط درزبان عبری به معنی پوشش است.

پدر:هاران

مادر:ورقه

تاریخ ولادت:۳۴۲۲ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۸۰ سال

بعثت:آن حضرت برای هدایت قوم سدوم مبعوث شد.

محل دفن:قریه کفر بر یک در یک فرسنگی مسجدالخلیل در فلسطین.

نسب:لوط بن هاران بن تارخ بن ناحور،برادرزاده ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:بروایتی آن حضرت ۱۲ دختر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت لوط از کسانی است،که ابراهیم خلیل ا... را از سرزمین اصلی خود(اور)به فلسطین همراهی کرد.تفسیر مجمع البیان شهر های قوم لوط را چهار تا نام برده است،که بزرگترین آنها سدوم بود و لوط نز در آن سکونت داشت.قوم لوط،اعمال بسیار زشتی انجام میدادند،که قرآن به بعضی از آنها تصریح فرموده وبرخی تنها اشاره کرده است.هرچه آنحضرت سعی نمود ،آنان رااز این اعمال باز دارد ،آنها نپذیرفتند.عاقبت عذاب الهی بر آنها نازل شد و قوم لوط را از صفحه روزگارمحوکرد.

فهرصت سوره هایی که نام لوط در آن ذکر شده:انعام،اعراف،هود،حجر،ا� �بیاء� �حج،شعرا،نمل،عنکبوت،صافا� �،ص،ق،� �مر،تحریر


منبع :مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت یعقوب و یوسف (ع)

لقب‌ یعقوب‌ اسرائیل‌ بوده‌ كه‌ «اسرا»یعنى‌ عبد وبنده‌ و«ئیل‌» یعنى‌ خدا.او درسرزمین‌ كنعان‌ كه‌ نزدیك‌ مصر است‌ زندگى‌ مى‌ كرد ودوازده‌ پسر داشت‌ كه‌ بنیامین‌ویوسف‌ از یك‌ زن‌ بنام‌ راحیل‌ وبقیه‌ از همسر دیگر یعقوب‌ بودند.شبى‌ یوسف‌خوابى‌ دید كه‌ باعث‌ حوادث‌ بسیار مهمى‌ در خانواده‌ یعقوب‌ گردید كه‌ در ضمن‌آیات‌ زیر به‌ آنها اشاره‌ مى‌ شود.یعقوب‌ در 140سالگى‌ رحلت‌ كرد وبدنش‌ را در كناربدن‌ ابراهیم‌ در خلیل‌ الرحمن‌ دفن‌ نمودند.
یوسف‌ پیامبر بر اثر حسادت‌ برادران‌ دچار سختیهایى‌ شد وبر اثر وسوسه‌شهوانى‌ زنان‌ دچار زندان‌ شد ولى‌ بر اثر تقواى‌ الهى‌ عاقبت‌ به‌ حكمت‌ وپادشاهى‌ رسید.
گفته‌ شده‌ كه‌ روزى‌ یوسف‌،زلیخا را كه‌ پیر شده‌ بود دید و از او علت‌ اذیتهایش‌ راپرسید.زلیخا علت‌ را زیبائى‌ یوسف‌ بیان‌ كرد.یوسف‌ گفت‌ اگر پیامبر اسلام‌ رامى‌ دیدى‌ چه‌ مى‌ كردى‌ ؟ناگاه‌ محبت‌ پیامبراسلام‌ در دل‌ زلیخا افتاد وبه‌ این‌ خاطرخدا او را جوان‌ كرد ویوسف‌ او را به‌ همسرى‌ خود درآورد.عمر یوسف‌ 120سال‌ذكر شده‌ و جنازه‌ او تا زمان‌ موسى‌ (ع‌)در مصر بود سپس‌ موسى‌ او را در فلسطین‌(خلیل‌ الرحمن‌)دفن‌ نمود.
به‌ آیات‌ قرآن‌ در باره‌ این‌ زیباترین‌ قصه‌ دقت‌ نمائید:
«یوسف‌ به‌ پدرش‌ گفت‌:من‌ در خواب‌ دیدم‌ كه‌ یازده‌ ستاره‌ وخورشید و ماه‌برایم‌ سجده‌ كردند.
یعقوب‌ به‌ او گفت‌:پسرم‌!این‌ خواب‌ را براى‌ برادرانت‌ تعریف‌ نكن‌ كه‌مى‌ ترسم‌ مكرى‌ بر علیه‌ تو بكنند .حقیقتا شیطان‌ دشمن‌ آشكار انسان‌ است‌!خدا تورا برخواهدگزید وبتو علم‌ تعبیر خواب‌ مى‌ آآموزد و نعمتش‌ را بر تو و آل‌ یعقوب‌تمام‌ مى‌ كند همانطور كه‌ نعمتش‌ را بر اجدادت‌ ابراهیم‌ واسحاق‌ كامل‌ نمود.خدایت‌دانان‌ وحكیم‌ است‌.»
«پسران‌ یعقوب‌ به‌ او گفتند:اى‌ پدر!چرا ما را در مورد یوسف‌ امین‌ نمى‌ دانى‌ در حالى‌ كه‌ ما خیرخواه‌ او هستیم‌؟او را با ما به‌ صحرا بفرست‌ تا بگردد وبازى‌ كند وما مواظب‌ او هستیم‌!
یعقوب‌ جوابداد:اگر او را با خود ببرید من‌ غمگین‌ مى‌ شوم‌ ومى‌ ترسم‌ شما ازاو غافل‌ شده‌ و گرگ‌ او را بخورد!
آنها گفتند: با وجود ما نیرومندان‌ اگر گرگ‌ او را بخورد ما زیانكاریم‌!
یعقوب‌ به‌ آنها اجازه‌ داد)و آنها یوسف‌ را بردند ودر چاه‌ انداختند!سپس‌شب‌ گریه‌ كنان‌ آمدند وپیراهن‌ خونى‌ نشان‌ یعقوب‌ دادند وگفتند كه‌ اى‌ پدر!ما به‌مسابقه‌ دو رفتیم‌ ویوسف‌ را نزد كالاها گذاشتیم‌ كه‌ گرگ‌ او را خورد و تو حرف‌ ما راقبول‌ نمى‌ كنى‌ حتى‌ اگر راست‌ بگوئیم‌!
یعقوب‌ گفت‌:این‌ چنین‌ نیست‌ ونفستان‌ این‌ كار را براى‌ شما خوب‌ جلوه‌ داده‌است‌.من‌ صبر جمیل‌ مى‌ كنم‌ و از خدا دباره‌ آنچه‌ مى‌ گوئید كمك‌ مى‌ خواهم‌.»
«زنى‌ كه‌ یوسف‌ در خانه‌اش‌ بود از یوسف‌ كام‌ مى‌ خواست‌ .لذا درها را ببست‌و گفت‌:من‌ آماده‌ كام‌ خواستنم‌!یوسف‌ گفت‌:پناه‌ برخداى‌ كه‌ پروردگار من‌ است‌ واوست‌ كه‌ مرا گرامى‌ داشت‌.حقیقتا ستمكاران‌ رستگار نمى‌ شوند.زن‌ بدنبال‌ یوسف‌آمد و او هم‌ اگر به‌ خدا یقین‌ نداشت‌ بدنبال‌ زن‌ مى‌ رفت‌.ولى‌ ما این‌ چنین‌ بدى‌ وفحشاء را از او دور مى‌ كنیم‌ كه‌ او از بندگان‌ مخلص‌ ما است‌.آندو بطرف‌ در حركت‌كردند(زن‌ بدنبال‌ یوسف‌) و زن‌ پیراهن‌ یوسف‌ را از پشت‌ درید.ناگاه‌ شوهرش‌ رسیدوزن‌ گفت‌:سزاى‌ كسى‌ كه‌ به‌ زن‌ تو نظر بد كند جز زندان‌ شدن‌ یا شكنجه‌است‌؟یوسف‌ گفت‌:او از من‌ كام‌ مى‌ خواست‌.شخصى‌ از فامیلهاى‌ زن‌ گفت‌ اگر لباس‌یوسف‌ از جلو پاره‌ شده‌ باشد زن‌ راستگوست‌ واگر از پشت‌ پاره‌ شده‌ باشد زن‌دروغگو ویوسف‌ راستگوست‌.شوهر زن‌ چون‌ دید كه‌ پیراهن‌ یوسف‌ از پشت‌ پاره‌شده‌ است‌ به‌ زنش‌ گفت‌:این‌ از مكر شما زنان‌ است‌ كه‌ مكر شما زنان‌ بزرگ‌ است‌!اى‌ یوسف‌!او را ببخش‌.اى‌ زن‌!چون‌ تو خطاكار هستى‌ از گناهت‌ عذرخواهى‌ كن‌!»
«یوسف‌ در زندان‌ كه‌ بود دونفر زندانى‌ نزدش‌ آمدند وگفتند:من‌ در خواب‌دیدم‌ كه‌ انگور مى‌ فشارم‌.دیگرى‌ گفت‌ كه‌ من‌ دیدم‌ نان‌ بر سر دارم‌ وپرندگان‌ از نان‌مى‌ خورند.تعبیرش‌ را بگو كه‌ ما تو را دم‌ خوب‌ ونیكوكارى‌ مى‌ دانیم‌.
یوسف‌ گفت‌ قبل‌ از اینكه‌ غذاى‌ شما را بیاورند من‌ تعبیر آن‌ را از علمى‌ كه‌خدا به‌ من‌ آموخته‌ به‌ شما مى‌ گویم‌.من‌ كیش‌ گروهى‌ را كه‌ به‌ خدا ایمان‌ نمى‌ آورند ومعاد را قبول‌ ندارند رها كرده‌ام‌ و از دین‌ اجدادم‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ ویعقوب‌ پیروى‌ مى‌ كنم‌.ما نباید براى‌ خدا شریك‌ بگیریم‌.این‌ (ایمان‌ به‌ خداى‌ واحد)از نعمتهاى‌ خدا بر ما و مردم‌ است‌ ولى‌ اكثر مردم‌ شكرگزار نیستند.اى‌ دویار زندانى‌ من‌!آیاخدایان‌ پراكنده‌ بهترند یا خداوتد یگانه‌ وقدرتمند؟شما (بت‌ پرستها)اسمهایى‌ كه‌خودتان‌ واجدادتان‌ ساخته‌اید را مى‌ پرستید در حالى‌ كه‌ خداوند آنها را تأیید نكرده‌است‌.حكم‌ مخصوص‌ خداست‌ كه‌ دستور داده‌ است‌ كه‌ فقط‌ او را بپرستید.این‌ دین‌استوار است‌ ولى‌ اكثر مردم‌ نمى‌ دانند.
اى‌ دویار زندانى‌ من‌!یكى‌ از شما ساقى‌ ارباب‌ خود مى‌ شود ودیگرى‌ بر دارآویخته‌ گردد وپرندگان‌ از سر او بخورند.این‌ حكم‌ در سؤالى‌ كه‌ داشتید حتمى‌ است‌.
یوسف‌ به‌ آنكه‌ ساقى‌ ارباب‌ خود مى‌ شد گفت‌:اسم‌ مرا راپیش‌ اربابت‌ببر!ولى‌ شیطان‌ از یاد او ببرد ویوسف‌ چند سال‌ دیگر در زندان‌ ماند.»
(وقتى‌ شاه‌ خواب‌ دید وكسى‌ نتوانست‌ تعبیر كند)ساقى‌ اربابش‌ نزد یوسف‌آمد و گفت‌!اى‌ یوسف‌ راستگو!تعبیر اینكه‌ هفت‌ گاو لاغر،هفت‌ گاو چاق‌ رامى‌ خورند و هفت‌ خوشه‌ سبز و هفت‌ خوشه‌ خشك‌ چیست‌؟
یوسف‌ گفت‌:باید هفت‌ سال‌ پیاپى‌ كشت‌ كنید و مقدارى‌ از آن‌ را بعد از دروبخورید و بقیه‌ را در خوشه‌اش‌ انبار كنید.سپس‌ هفت‌ سال‌ قحطى‌ بیاید كه‌ از آنچه‌ذخیره‌ شده‌ استفاده‌ مى‌ كنند و مقدارى‌ براى‌ بذر مى‌ گذارند وبعد از آن‌ قحطى‌ برطرف‌ مى‌ شود.
(پادشاه‌ چون‌ تعبیر خواب‌ را شنید)گفت‌ او را نزد من‌ بیاورید!فرستاده‌ نزدیوسف‌ رفت‌ ولى‌ یوسف‌ گفت‌ از شاه‌ درباره‌ زنانى‌ كه‌ دستهاى‌ خود را بریدند بپرس‌!كه‌ خدا به‌ مكر آنان‌ دانا است‌.»
چون‌ شاه‌ با یوسف‌ سخن‌ گفت‌ به‌ او گفت‌ كه‌ تو امروز نزد ما داراى‌ مقام‌ارجمندى‌ هستى‌ .یوسف‌ گفت‌ مرا خزانه‌ دار نما كه‌ من‌ نگهبان‌ِ دانایى‌ هستم‌.»
«برادران‌ یوسف‌ نزد او آمده‌ در حالى‌ كه‌ یوسف‌ آنها را شناخت‌ ولى‌ آنهایوسف‌ را نشناختند.پس‌ یوسف‌ بارهاى‌ آنها را راه‌ انداخت‌ وگفت‌:برادرى‌ را كه‌ ازپدرتان‌ دارید(بنیامین‌)نزد من‌ بیاورید.آیا نمى‌ بینید كه‌ من‌ پیمانه‌ را تمام‌ مى‌ دهم‌ وبهترین‌ میزبانم‌؟و اگر او را نیاورید من‌ به‌ شما پیمانه‌ نمى‌ دهم‌ و نزد من‌ مقامى‌ نخواهید داشت‌.»
«وقتى‌ برادران‌ یوسف‌ نزد پدرشان‌ بازگشتند گفتند:اى‌ پدر!پیمانه‌(خواربار)بما ندادند پس‌ برادرمان‌ را با ما بفرست‌ تا خواربار بگیریم‌ و ما مواظب‌ او خواهیم‌بود!یعقوب‌ گفت‌:آیا به‌ شما اطمینان‌ كنم‌ همانطور كه‌ درباره‌ برادرش‌ به‌ شمااطمینان‌ كردم‌؟پس‌ خدا بهترین‌ نگهبان‌ است‌ واو بخشنده‌ترین‌ بخشندگان‌ است‌.
وقتى‌ برادران‌ یوسف‌كالاى‌ خود را گشودند،دیدند سرمایه‌ شان‌ در بارهااست‌.گفتند:اى‌ پدر!دیگر چه‌ مى‌ خواهیم‌؟این‌ سرمایه‌ مااست‌ كه‌ به‌ ما پس‌داده‌اند.پس‌ ما دوباره‌ خواربار مى‌ آوریم‌ ومواظب‌ برادرمان‌ هم‌ هستیم‌ و بار شترى‌ هم‌ اضافه‌ به‌ عنوان‌ سهم‌ این‌ برادرمان‌ مى‌ گیریم‌.
یعقوب‌ گفت‌:هرگز او را با شما نمى‌ فرستم‌ مگر اینكه‌ پیمانى‌ الهى‌ با خداببندید كه‌ او را برگردانید مگر اینكه‌ گرفتار شوید.چون‌ برادران‌ این‌ پیمان‌ رادادند،یعقوب‌ گفت‌ خدا را بر آنچه‌ مى‌ گوئیم‌ شاهد مى‌ گیریم‌.
سپس‌ یعقوب‌ گفت‌:اى‌ پسرانم‌!از یك‌ دروازه‌ وارد نشوید و از درهاى‌ مختلف‌ وارد شهر شوید ومن‌ شما را در مقابل‌ تقدیر الهى‌ هیچ‌ سودى‌ نتوانم‌ داشت‌كه‌ حكم‌ فقط‌ براى‌ خداست‌ و من‌ بر او تكل‌ كرده‌ وباید متوكلین‌ بر او توكل‌نمایند.»
برادران‌ یوسف‌ نزد او آمده‌ گفتند:اى‌ عزیز مصر!ما وخانواده‌ مان‌ دچار سختى‌ شده‌ایم‌ و سرمایه‌ ناچیزى‌ آورده‌ایم‌.به‌ ما پیمانه‌(خواربار)كامل‌ بده‌ و بر ما صدقه‌ببخش‌ كه‌ خدا صدقه‌ دهندگان‌ را پاداش‌ مى‌ دهد.
یوسف‌ آیا دانستید كه‌ در حال‌ نادانى‌ با یوسف‌ وبرادرش‌ چه‌ كردید؟گفتند:توحقیقتا یوسفى‌ !گفت‌: منم‌ یوسف‌ و این‌ برادرم‌ است‌ كه‌ خدا بر ما منت‌ نهاد كه‌ هركه‌تقوا پیشه‌ كند وصبر نماید خداوند مزد نیكوكاران‌ را ضایع‌نمى‌ كند.گفتند:بخداقسم‌!خدا تو را انتخاب‌ كرد وبر ما برترى‌ داد وبى‌ گمان‌ ما اشتباه‌كردیم‌.یوسف‌ جواب‌ داد كه‌ امروز بر شما سرزنشى‌ نیست‌ .خدا شما را ببخشد كه‌بخشنده‌ترین‌ بخشندگان‌ است‌.این‌ پیراهن‌ مرا برده‌ وبر پدر بیاندازید تا بینا شودسپس‌ همگى‌ نزد من‌ آئید.
چون‌ كاروان‌ (برادران‌ یوسف‌به‌ سمت‌ كنعان‌) رفت‌ ،یعقوب‌ گفت‌:من‌ بوى‌ یوسف‌ را حس‌ مى‌ كنم‌ اگر مرا كم‌ خرد ندانید!گفتند بخدا قسم‌ تو هنوز در اندیشه‌باطل‌ گذشته‌ هستى‌ !اما چون‌ مژده‌ رسان‌ آمد وپیراهن‌ را روى‌ یعقوب‌ انداخت‌ ،اوبینا شد پس‌ گفت‌:به‌ شما نگفتم‌ كه‌ من‌ چیزى‌ از خدا مى‌ دانم‌ كه‌ شمانمى‌ دانید؟(برادران‌ یوسف‌)گفتند:اى‌ پدر!برایمان‌ از خدا طلب‌ آمرزش‌ كن‌ كه‌ ماخطاكاریم‌!یعقوب‌ گفت‌:بزودى‌ از خدایم‌ براى‌ شما آمرزش‌ مى‌ خواهم‌ كه‌ او بسى‌ آمرزنده‌ ومهربان‌ است‌.

منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت شعیب

لقب : خطیب آلانبیاء

پدر:صیفون

مادر:میکاء

تاریخ ولادت:۳۶۱۶ سال بعداز هبوت آدم.     

مدت عمر۲۴۲ سال

بعثت:برای هدایت مردم مدین وایکه مبعوث شد.

محل دفن:بروایتی آن حضرت در بیت المقدس مدفون است.

بروایتی نسب آن حضرت:شعیب بن صیفون بن عنفاء بن ثابت بن مدین بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۷ دختر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت شعیب پدر زن حضرت موسی بودهودر شهر مدین زندگی مکرد. زمانی که اهل مدین به لهو ولعب و بت پرستی روی آورده و کم فروشی را پیشه خود ساخته بودند.خداوند حضرت شعیب را بر انگیخت،تا آنها را هدایت نماید.آن حضرت قوم خود را موعظه کرده واز کارهای زشت منع می نمود ومی فرمود:در خرید وفروش به دیگران خیانت نکنید،که می ترسم عذاب خداوند برشما نازل شود.اما سران قوم وی را تهدید نمودند که توو پیروانت را از شهر بیرون خواهیم کرد.عاقبت شعیب آنان رانفرین نمود وزلزله عظیمی رخ داد وتمام آبادی ها وعمارات را بر سر مردم ناسپاس درهم شکست.حضرت شعیب وپیروان مومنش آن شهر را دوباره بنا نمودند.

فهرست سوره هایی که نام حضرت شعیب(ع) درآن ذکر شده:اعراف،هود،شعراء،عنکبوت


منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت موسی(ع)

ادوار نبوت:دوره چهارم نبوت

لقب:کلیم ا...

معنای اسم:از آب کشیده شده

پدر:عمران

مادر:یوکابد

تاریخ ولادت:۳۷۴۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۲۰ سال

بعثت:آن حضرت با برادرش هارون برای بنی اسراعیل مبعوث شد.

محل دفن:بروایتی در شش فرسنگی بیت المقدس مدفون است.

نسب:موسی بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۲پسر داشت.

مختصری بر زندگینامه:

حضرت موسی از پیامبران اولواالعزم است،که در شهر منفیس ودر زمان سلطنت رامسس دوممتولد گردید. تولداو در زمانی اتفاق افتاد ،که فرعون نوزادان پسر بنی اسرائیل رامعدوم می کرد

به همین خاطرمادر حضرت موسی تا سه ماه او را به طور مخفیانه نگهداری نمودو بعد او را در صندوقی گذاشته،در رود نیل رها ساخت.از قضا آسیه زن فرعون آن حضرت را از آب گرفت واز او نگهداری نمود.موسی در قصر فر عون بزرگ
شد و سرانجام،روزی خداوند او را به رهبری قوم یهود برگزید.

حضرت موسی وبرادرش هارون،جهت نجاتبنی اسرائیل از جرم فرعون به مصر آمدند واو را به خدا پرستی دعوت نمودند.

ولی فرعون با وجود معجزاتی که از موسی دید او را انکار کرد تا عاقبت همراه با لشکریانش در رود نیل هلاک شد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت موسی(ع)درآن ذکر شده است:بقره، آل عمران، نساء، مائده،انعام،اعراف،یونس،هود،ابراهیم،اسراء،کهف، مریم،طه، انبیاء،حج،مومنون،فرقان،شعراء،نمل،قصص،عنکبوت،سجده،احزاب،صافات،غافر،    فصلت،شوری،زخرف،احقاف،الذاریات،نجم،صف،نازعات،اعلی


منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات() 

حضرت هارون

حضرت هارون(ع)

معنای اسم:هارون کلمه ای عبری به معنای کوه نشین است.

پدر:عمران

مادر:یوکابد

تاریخ ولادت:۳۷۴۵ سال بعد از هبوت آدم.(باتوجه به اینکه ولادت هارون قبل از موسی بوده،به دلیل تقدم درنبوت حضرت موسی،بعد از وی ذکر شده است).

مدت عمر:۱۲۳ سال

بعثت:آن حضرت با برادر خویش حضرت موسی برای هدایت بنی اسرائیل مبعوث شد.

محل دفن:کوه هور در طور سینا

نسب:هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع).

تعداد فرزندان:آن حضرت۴ پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت هارون نیز مانند حضرت موسی برقوم بنی اسرائیل مبعوث گردید.روزی که از جانب خداوند خطاب رسید:ای موسی!مردم بنی اسرائیل رااز مصر نجات ده وبه کنعان آور،موسی گفت:خدایا،برایم شریکی مقرر فرما واو هارون برادر من باشد،زیرا او از من فصیح تر است وخداوند نیز چنین کرد.هارون چون بلیغ ورسا سخن می گفت،به همین دلیل شریعت برادرشرا به بهترین نحو تبلیغ می کرد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت هارون در آن ذکر شده:بقرهریا،نساء،انعام،اعراف،یونس،مریم،طه،انبیاء،مومنون،فرقان،شعراء،قصص،صافات



منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگینامه ی چندی از پیامبران،     |
نظرات()