تبلیغات
مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف - مطالب زندگی نامه ی چند شهید

شهید فهمیده

شهید محمدحسین فهمیده در سال 1346 در قم متولد شد و در محیطی مذهبی و خانواده‌ای متدین پرورش یافت. در آستانه انقلاب به واسطه حوادث آن دوران، روح وی نیز مانند میلیون‌ها جوان و نوجوان دیگر كشور، دچار تحولات عظیمی شد و شیفته حضرت امام گردید. شهید فهمیده نوجوانی شجاع، فعال، كوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه زیادی داشت. با وجود آنكه به سن تكلیف نرسیده بود، نماز می‌خواند و همچنین برای والدین خود احترام خاصی قائل بود.

شهید فهمیده دوازده ساله بود كه حوادث كردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد. او كه عاشق امام و انقلاب بود خود را به كردستان رساند، اما به دلیل سن و سال كمش او را بازگرداندند.

با شروع جنگ تحمیلی، در همان روزهای نخست، تصمیم می‌گیرد به جبهه برود و با سختی فراوان عازم خرمشهر می‌شود و با وجود سن و سال كم به فرماندهان ثابت می‌كند كه لیاقت و شهامت حضور در جبهه را دارد. او در همان مدت كوتاه رشادت‌های فراوانی از خود نشان داد.

نحوه شهادت:

شهید فهمیده در اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس كه در یك سنگر قرار داشتند، در هجوم عراقی‌ها، محاصره می‌شوند. محمدرضا شمس، زخمی می‌شود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط می‌رساند و به جایگاه قبلی خود برگشته و مشاهده می‌كند كه 5 تانك عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنانند. حسین، در حالیكه تعدادی نارنجك به كمر خود بسته بود به طرف تانك‌ها حركت می‌كند . تیری به پای او می‌خورد اما در اراده پولادین او خللی وارد نمی‌كند و در همان حال موفق می‌شود كه خود را به تانك پیش رو رسانده و با استفاده از نارنجك آنرا منفجر كند. دشمن در این حال تصور می‌كند كه حمله‌ای صورت گرفته و با سرعت تانك‌ها را رها كرده و فرار می‌كند؛ در نتیجه، حلقه محاصره شكسته می‌شود و پس از مدتی نیروهای كمكی نیز می‌رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزین پاكسازی می‌كنند.

روز شهادت این شهید بزرگوار به علت رشادت و شهامت وصف ناپذیر این نوجوان رشید، روز بسیج دانش‌آموزی نام‌گذاری شده است.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی، شهید فهمیده را یك نوجوان نمونه، استثنایى و پرورش‌یافته در آب و هواى تحول یك ملت توصیف كردند.

آن‌چه در پی می‌آید بخش‌هایی از بیانات معظم له درباره این شهید گران‌قدر است:

- مواردى است كه شخصیت‌هاى حقیقى، به نماد و به حقایق اسطوره‌گون تبدیل مى‌شوند... و از جمله‌ى زیباترین آنها، شهادت این نوجوان بسیجى است.

- او سیزده ساله بود؛ اما با رشد، با شعور، با اراده و مصمم، كشور خود را ‌شناخت، امام خود را ‌شناخت، دشمن خود را ‌شناخت، اهمیت وجود و فعالیت خود را هم ‌شناخت و رفت این سرمایه را تقدیم عزت كشور و آینده‌ى انقلاب و منافع و مصالح مردم كرد.

- جسم او (شهید فهمیده) رفت؛ اما روحش زنده ماند، یادش ابدى شد و خاطره‌اش به صورت اسطوره درآمد. این الگوست.

- او واقعا یك نوجوان نمونه، استثنایى و پرورش‌یافته در آب و هواى تحول یك ملت و البته با استعداد لازم بود.



منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید شفیع زاده

در مرداد سال 1336 ه.ش در یك خانواده مذهبی در شهرستان تبریز متولد گردید و تحت تربیت پدر و مادری مؤمن، متدین و مقلد امام پرورش یافت. از همان كودكی در مجالس دینی از جمله برنامه های سوگواری امام حسین(ع) حضور داشت و عشق خدمتگزاری به آستان شهید پرور حضرت اباعبدالله(ع) در عمق وجودش ریشه دوانید. سادگی، بی آلایشی و گذشت او در سنین كودكی زبانزد همه بود. حق را می گفت ولو به ضررش تمام شود. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه می رفت چون بزرگترها عمل می نمود و از جمله كسانی بود كه در پذیرایی عزاداران حسینی نقش فعالی داشت.

فعالیت های سیاسی – مذهبی

در سن 12 سالگی از نعمت پدر محروم گردید. چون فرزند ارشد خانواده بود با آن  روحیات و مردانگی اش عملاً غمخوار مادر فداكار و دلسوز خود شد.

با جدیت تمام و احساس مسئولیت، بیشتر از گذشته هم درس می خواند و هم به مادرش در اداره امور منزل كمك می كرد و از مساعدت به خواهر و برادرانش نیز دریغ نداشت. ضمن اینكه به ورزش، خصوصاً وزنه برداری علاقمند بود، در دوران تحصیل، دانش آموزی باوقار، محجوب، مؤدب و كوشا بود و همواره سعی می كرد تكالیف دینی خود را انجام دهد.

پس از اخذ دیپلم به سربازی اعزام گردید و همزمان با اوج گیری حركت توفنده انقلاب اسلامی در سایه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) با روحانیون معظم در تبعید، همچون شهید آیت الله مدنیو شهید آیت الله دستغیب در تماس بود و در داخل پادگان، فعالیت های زیادی جهت راهنمایی نظامیان و خنثی كردن تبلیغات حكومت نظامی انجام می داد و در همان حال به پخش پیام ها و اعلامیه های رهبر عظیم الشأن انقلاب در داخل و خارج پادگان نیز می پرداخت. نقل می كنند: روزی كه مأمورین رژیم، به دستور فرمانده حكومت نظامی، در تبریز قصد هجوم به منزل شهید آیت الله مدنی(ره) جهت دستگیری ایشان داشتند، او به همراه دوستانش نقشه مقابله با مزدوران رژیم را در مراسم عزاداری عاشورای حسینی طراحی كرده بود، كه قبل از هر گونه اقدام، ضد اطلاعات از موضوع با خبر شده و آنها را جهت ادامه خدمت سربازی به مرند تبعید می نماید. ایشان پس از چندی به فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر ترك پادگان ها، خدمت سربازی را رها كرد و به سیل خروشان مبارزان امت اسلامی پیوست.

 

.........

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید محمد جهان ارا

زندگینامه
شهید محمد علی جهان آرا در روز 9 شهریور ماه سال 1333 در خرمشهر به دنیا آمد . سیزده ساله بود که پایش به فعالیتهای دینی مساجد و هیئتهای مذهبی باز شد . در کلاسهای اموزش و تفسیر قرآن شرکت می کرد و عضو ثابت جلسات هفتگی مذهبی بود . او در همین سالها با یک گروه مبارز مخفی به نام حزب الله خرمشهر آشنا شد . دو سال بعد ، یعنی در سال 1351 گروه حزب الله توسط عوامل ساواک شناسائی شد و تمام اعضایش از جمله محمد دستگیر و زندانی شدند . او به خاطر سن کمش به یک سال زندان محکوم شد .
در سال 1354 دیپلمش را گرفت . در کنکور دانشگه قبول شد و برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد . در دانشگاه نیز فعالیتهای سیاسی او همچنان ادامه داشت . او به همراه دوستانش انجمن اسلامی مدرسه عالی بازرگانی را پایه گذاری کرد . اعلامیه های انقلابی و جزوه های و بیانیه های ضد رژیم توسط این انجمن اسلامی میان دانشجویان توزیع می شد .
در سال 1355 محمد به عضویت گروه منصورون که یک گروه مذهبی معتقد به مبارزه مسلحانه بود پیوست .
از آن پس محمد فعالیتهای انقلابی خود را چه در زمینه مبارزه مسلحانه و چه در زمینه فعالیتهای تبلیغی و آگاه کننده گسترش داد . هم زمان با اوج گیری فعالیت او برادرش علی در درگیری با نیروهای ساواک به شهادت رسید . این اتفاق ، او را در ادامه مسیری که در پیش گرفته بود ، مصمم تر کرد . وقتی تظاهرات مردمی علیه رژیم شاه در روزهای بهار و تابستان 1357 اوج گرفت ، محمد نیز به همراه دوستانش با فعالیتهای چریکی و مسلحانه به حرکت مردم یاری می رساند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر بازگشت . او و دوستانش در خرمشهر گروهی تشکیل دادند به نام کانون فرهنگی – نظامی انقلابیون خرمشهر . هدف این کانون ، حراست از نظام نوپای انقلابی در برابر حملات بازماندگان رژیم سرنگون شده و یا طرفداران تجزیه خوزستان بود .
محمد جهان آرا در سال 1358 ازدواج کرد . در همان سالها فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده گرفت و هم زمان ، جهاد سازندگی خرمشهر را نیز پایه گذاری کرد . با شروع جنگ ، محمد و نیروهای سپاه دوش به دوش سایر مردم خرمشهر دلیرانه از شهر دفاع کردند و دشمنی را که رویای فتح 24 ساعته خرمشهر را در سر داشت ، 45 روز پشت دروازه های شهر نگاه داشتند .

بعد از سقوط خرمشهر و عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا ، نیروهای سپاه ، ارتش و بسیج یک دل و متحد شدند و به دشمن یورش بردند . اولین گام آنها ، شکستن محاصره آبادان بود . این پیروزی بزرگ در مهر ماه سال 1360 روی داد . به دنبال این پیروزی ، در روز هفتم مهر ، محمد جهان آرا و تعداد دیگری از فرماندهان ارتش و سپاه راهی تهران شدند تا گزارش عملکرد شجاعانه نیروهای خود را به امام خمینی ( ره ) رهبر انقلاب تقدیم کنند . در میانه راه هواپیمای حامل آنها دچار نقص فنی شد و سقوط کرد و جهان آرا و دیگر مسافران هواپیما به شهادت رسیدن

منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید حسین خرازی

روز جمعه ماه محرم سال 1336 در یكی از محله‌های مستضعف نشین اصفهان به نام «كوی كلم» خانواده با ایمان خرازی مفتخر به قدوم سربازی از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زینت بخش دوران كودكی او بود و در همان ایام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس دینی راه یافت و به تحصیل علوم در مدرسه‌ای كه معلمان آنجا افرادی متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكالیف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سید» رفته با صدای پرطنینش اذان و تكبیر می‌گفت.

حسین در دوران فراگیری دانش كلاسیك لحظه‌ای از آموزش مسایل دینی غافل نبوده و در آغاز دوران نوجوانی گرایش زیادی به مطالعه خبرها و كتب اسلامی‌ و انقلابی داشت و به تدریج با امور سیاسی نیز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ دیپلم طبیعی برای طی دوران سربازی به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. از همان روزهای اول انقلاب در كمیته دفاع شهری مسئولیت پذیرفت و برای مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای كردستان قامت به لباس پاسداری آراست و لحظه‌ای آرام نگرفت. یك سال صادقانه در این مناطق خدمت كرد و مأموریتهای محوله او را راهی گنبد نمود.

با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی بسیار كم استقامت كرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد كه بعدها با درخشش او و نیروهایش در رشادتها و جانفشانی‌ها، به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت. حسین شخصاً به شناسایی می‌رفت و تدبیر فرماندهی‌اش مبنی بر اصل غافلگیری و محاصره بود حتی در عملیات والفجر 3 و 4 خود او شب تا صبح عملیات در خاكریزش شركت داشت و در تمامی‌ عملیاتها پیشقدم بود. حسین قرآن را با صدای بسیار خوب تلاوت می‌كرد و با مفاهیم آن مأنوس بود. او علاوه بر داشتن تدبیر نظامی‌، شجاعت كم‌نظیری داشت. معتقد به نظم و ترتیب در امور و رعایت انضباط نظامی‌ بود و در آموزش نظامی‌ و تربیت نیروهای كارآمد اهتمام می‌ورزید. حساسیت فوق‌العاده و دقت زیادی در مصرف بیت‌المال و اجرای دستورات الهی داشت.

از سال 1358 تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ایام مرخصی كاملش هنگام زیارت خانه خدا بود. (شهریور ماه سال 1365) در سایر موارد هر سال یكبار به مرخصی می‌آمد و پس از دیدار با خانواده شهدا و معلولین، با یاران باوفایش در گلستان شهدا به خلوت می‌نشست و در اسرع وقت به جبهه باز می‌گشت. در طول مدت حضورش در جبهه 30 تركش میهمان پیكر او شد و در عملیات خیبر دست راستش را به خدا هدیه كرد. اما او با آنكه یك دست نداشت برای تامین و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان می‌نمود. در عملیات كربلای 5 زمانی كه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شد حاج حسین خود پیگیر این امر گردید و انفجار خمپاره‌ای این سردار بزرگ را در روز جمعه 8/12/1365 به سربازان شهید لشگر امام حسین (ع) پیوند داد و روح عاشورایی او به ندبه شهادت، زائر كربلا گشت و بنا به سفارش خودش در قطعه شهدا و در میان یاران بسیجی‌اش میهمان خاك شد.



منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید كاوه

به سال 1340 هـ .ش در مشهد در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) متولد شد. پدرش كه از كسبة متعهد به شمار می‌رود، در دوران ستمشاهی و اختناق، با علما و روحانیون مبارز، از جمله حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و شهیدان هاشمی‌نژاد و كامیاب ارتباط داشت؛ وی كه برای تربیت فرزندش اهمیت زیادی قایل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبی و نماز جماعت می‌برد و از این راه، او را با مكتب اهل بیت و تعالیم انسان‌ساز اسلام آشنا كرد.

محمود كاوه، دوران تحصیلات ابتدایی خود را در چنین شرایطی سپری كرد. از آنجا كه آرزوی قلبی پدرش به هنگام تولد محمود این بود كه وی را در سلك صالحان و پیروان واقعی مكتب اسلام قرار دهد، محمود با علاقة قلبی و تشویق پدر، وارد حوزه علمیه شد و همزمان، تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد.
با اوج‌گیری انقلاب، او كه جوانی با نشاط، فعال و مذهبی بود، با شركت در محافل درس مساجد جوادالائمه و امام حسن مجتبی (علیهماالسلام) كه در آن زمان از مراكز تجمع نیروهای مبارز مشهد بود از هدایتها و تعالیم حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بهره‌های فراوانی برد. وی ره توشه‌های همین تعالیم را با خود به محیط دبیرستان و میان دانش‌آموزان منتقل می‌نمود، تا آنجا كه در دبیرستان، به عنوان محور مبارزه شناخته گردید. محمود با علاقه وافر، به پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (قدس سره) همت گماشت و فعالانه در راه‌پیمایی‌ها و درگیریهای زمان انقلاب، شركت می‌نمود.
• فعالیت‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی، كاوه جزو اولین عناصر مؤمن و متعهدی بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست. پس از گذراندن یك دوره آموزش شش ماهه چریكی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن، به منظور حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی، طی مأموریتی شش ماهه به تهران عزیمت كرد. با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد و لیكن مدتی بعد به علت نیاز شدیدی كه پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند.
• كاوه در كردستان
با وجود این كه برای آموزش نیروها اهمیت زیادی قایل بود و مسؤول مستقیم او، تمایل نداشت وی را، كه از مربیان دلسوز و قوی محسوب می‌شد، به جبهه اعزام نماید، اما روح پرتلاطم محمود به دنبال فرصتی بود تا رودرروی دشمن قرار گیرد و در صحنه‌های كارزار، از انقلاب و ارزشهای آن به صورت عملی دفاع نماید. بنابراین در اولین فرصت رضایت فرماندة پادگان را جلب نمود و با شور و شوقی وافر، به دیار كردستان كه در آن زمان، با توطئه گروهكها و عناصر ضد انقلاب، دستخوش درگیری و آشوب شده بود عزیمت كرد.
محمود كه به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دلیل لیاقتها و مهارتهایی كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده گروهی دوازده نفره انتخاب شد.
كاوه در منطقه كردستان برای مبارزه با ضد انقلاب كه از حمایت‌های خارجی برخوردار بود و با انجام جنایاتی هولناك، توطئه شوم جدایی این منطقه از میهن اسلامی را در ذهن می‌پروراند، شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتكار، شجاعت و همچنین روحیه شجاعت‌طلبی‌یی كه داشت، پس از مدت كوتاهی، به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد. در این زمان در عین ناباوری همگان، همراه تعداد كمی نیرو و با شهامتی وصف‌ناپذیر، عملیات آزادسازی منطقه مرزی بسطام را طرح‌ریزی و45 كیلومتر جاده مرزی را طی یك مرحله و در عرض بیست وچهار ساعت آن هم در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب، آزاد نمود.
ضد انقلاب كه با برخورداری از سلاح، امكانات و نیروهای رزمی فراوان، عرصه را بر نیروهای نظامی و انتظامی تنگ كرده بود و جنایات فجیعی را در كردستان مرتكب می‌شد، با ورود جوانان دلیر و متعهدی چون محمود كاوه به صحنة نبرد، به این نتیجه رسید كه ماندن در كردستان و مقاومت، برایش سنگین تمام خواهد شد. كاوه و همرزمانش با عملیات‌های پی‌درپی، آنچنان مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستأصل نمودند كه ضد انقلاب در اوج استیصال و درماندگی، برای زنده یا مردة كاوه، جایزه تعیین كرد.
• نقش كاوه در تیپ ویژه شهدا
به دنبال عملیات سرنوشت ساز نیروهای سپاه در محورهای مختلف كردستان و همزمان با تشكیل تیپ ویژه شهدا كه فرماندهی آن برعهده شهید ناصر كاظمی بود، كاوه به عنوان فرمانده عملیات تیپ انتخاب شد. هنوز مدت كوتاهی از فعالیت محمود در این مسؤولیت كه با آزادسازی بسیاری از مناطق كردستان همراه بود، نگذشته بود كه آوازة تیپ ویژه شهدا آنچنان ضد انقلاب را متحیر ساخت كه بكلی روحیة خود را از دست داد تا آنجا كه در مقابل هر یورش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌داد و می‌دانست كه مقاومت در مقابل این یگان، جز خسارت و نابودی، ثمری نخواهد داشت.
آزادسازی سد بوكان و جاده47 كیلومتری آن، آزادسازی جاده صائین دژ به تكاب، پاكسازی منطقه كیله و آشنوزنگ، آزادسازی محور استراتژیك پیرانشهر به سردشت، كه به عنوان مركزیت و نقطه ثقل ضد انقلاب به شمار می‌آمد و منجر به انهدام مركز رادیویی آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان و آزادسازی زندان دوله‌تو و هلاكت بیش از750 نفر از ضد انقلاب گردید، از جمله نبردهای تهاجمی بود كه توسط محمود كاوه و همرزمانش در تیپ ویژه شهدا طرح‌ریزی و اجرا گردید. تعداد عملیاتی كه كاوه علیه ضد انقلاب فرماندهی كرده، آنقدر زیاد است كه ذكر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.
پس از شهادت سرداران رشید اسلام ناصر كاظمی، محمد گنجی‌زاده و محمد بروجردی، در خرداد1362 كاوه رسماً به فرماندهی تیپ منصوب گردید. محمود در سمت فرماندهی نیز با تلاشی همه جانبه، برای آموزش، سازماندهی و آماده‌سازی نیروها از هیچ كوششی دریغ نمی‌ورزید.
بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ29/4/1362 تیپ ویژه شهدا مأموریت یافت تا در عملیات برون مرزی والفجر2 كه در منطقه حاج عمران انجام پذیرفت، شركت نماید. در این عملیات، كاوه با فرماندهی صحیح، اهداف از پیش از جمله ارتفاعات2519 را با موفقیت به تصرف درآورد.
همزمان با عملیات والفجر4 مأموریت پاكسازی محور سردشت از لوث وجود ضد انقلاب (دموكراتها و منافقین) به تیپ ویژه شهدا واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور تیپ، ضمن تسلط بر ارتفاعات مرزی كوه سیر، قوری، تالشور روستای اسلام آباد، مركز رادیویی منافقین و مقر دموكراتها را تصرف كردند.
تیپ ویژه شهدا به فرماندهی محمود كاوه در سال63 در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ23/4/64 در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدكان عراق، باعث برهم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در منطقه عملیاتی والفجر9 كه در منطقه چوراته عراق انجام گرفت در انهدام قوای دشمن و آزادسازی بخشی از خاك آنان، نقش مؤثری داشت.
• ویژگیهای اخلاقی
صفات ارزنده و ویژگیهای ایمانی، باعث شد كه محمود، تمام وجود خود را وقف انقلاب كند. با اهمیتی كه كردستان برای نظام نوپای اسلامی داشت، خود را فرزند كردستان معرفی كرد.
روحیه والا و انساندوستی او به قدری در اطرافیان اثر گذاشته بود كه با وجود تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد جو مسموم علیه او و یگان تحت امرش، هنگامی كه به درجة رفیع شهادت نائل آمد، مردم مهاباد با پای برهنه در تشیع پیكر پاك و مطهرش بر سر و سینه می‌زدند، اشك می‌ریختند و ضد انقلاب را نفرین می‌كردند.
او با الهام از سخن خداوند در قرآن كه در وصف مؤمنان می‌فرماید :«اشداء علی الكفار و رحماء بینهم» در قلب مردم و نیروها جای گرفته بود، چراكه هیچ انگیزه‌ای جز خدمت به انقلاب و احیای ارزشهای الهی نداشت.
كاوه در عین حال كه تمام اوقات شبانه روزش را برای مبارزه به كار می‌بست، از پرداختن به تكالیف دینی و انجام مستحبات نیز غافل نبود. او از مروجین قرآن كریم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آیات جهاد را تلاوت می‌كرد و در صحنة جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسیر می‌نمود.
روحیة اطاعت‌پذیری و ولایت‌مداری، هوش سرشار، چابكی در عملیات‌ها، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بی‌باكی، ساده زیستی و صمیمیت با نیروها از جمله ویژگیهای شخصیتی آن شهید والامقام است.
با این كه در مقابله با ضد انقلاب، سازش ناپذیر، جسور و با شهامت بود، اما با نیروهای تحت امر خود، برخوردی بسیار متواضعانه و توأم با صفا و صمیمیت داشت؛ تواضع او سبب شده بود كه محبوبیت خاصی در بین نیروها كسب نماید. تا آنجا كه بر قلب نیروهای بسیجی و سپاهی فرماندهی می‌كرد. او مصداق بارز تلفیق «محبت» و «قاطعیت» در امر فرماندهی نظامی بود.
روزی یكی از نزدیكان وی به منطقه آمده بود، یكی از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبی به او محول كند؛ شهید كاوه پاسخ داد :«همه بسیجی‌ها فامیل من هستند».
در بعد جسمانی، هیچ گاه از ورزش غافل نمی‌شد. با تشویق نیروها و حضور در مسابقات ورزشی، آمادگی رزمی آنها را بالا می‌برد. همواره برای تشویق بچه‌ها می‌گفت :«موفقیت‌های من در كوههای كردستان، مدیون ورزش است» او چریكی زبده بود كه در عمل و جنگ، چریك شده بود نه با آموزش دیدن درسهای تئوری.
كاوه همیشه راهگشای عملیات بود؛ هرجا كه كار گره می‌خورد، حضور او كارگشا بود و هركجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته می‌شد، اراده پولادین او به همگان، روحیه‌ای تازه می‌بخشید.
همیشه برای این كه بتواند عملیات را بهتر هدایت كند، پیشاپیش رزمندگان حركت می‌كرد.
با این كه بارها در صحنه‌های عملیاتی مجروح شده بود، ولی همیشه قبل از بهبودی، به منطقه بازمی‌گشت. حتی در برخی مواقع، نیروها او را با سر و بدن باندپیچی شده می‌دیدند كه در میانشان حاضر می‌شد و آمادة پذیرش مأموریت و اجرای عملیات بود.
سرتیپ شهید حسن آبشناسان فرمانده لشگر23 نوهد، می‌گفت :«اگر در دنیا یك چریك پاكباخته و دلباخته به اسلام و حضرت امام «قدس سره» وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمنده‌ای كه بخواهد خوب پخته و آبدیده شود، باید به تیپ ویژه شهدا، پیش او برود».
محمود دارای فضایل اخلاقی ویژه‌ای بود. وی انجام كار خالصانه و بی ریا را سرلوحة زندگی خود قرار داده بود. عموماً كم سخن می‌گفت و بیشتر عمل می‌كرد.
همواره سعی می‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود، نیروهای ارتش نیز این را خوب می‌دانستند. این خصال و روحیات فرماندهی محمود، تیپ ویژه شهدا را به آنجایی رساند كه مقام معظم رهبری درباره این یگان و شهید كاوه می‌فرمایند :
«تیپ ویژه شهدا كه فرماندهی‌اش را ایشان برعهده داشتند، یكی از واحدهای كارآمد ما محسوب می‌شد؛ او در عملیات گوناگون شركت داشت و كارآزموده‌ی میدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشگر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذكر، یك انسان جوان اما برجسته بود.
این جوان (شهید كاوه) جزو عناصر كم نظیری بود كه او را درصدد خودسازی یافتم، حقیقتاً اهل خودسازی بود، هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی و هم خودسازی رزمی».
• شهادت
یازدهم شهریورماه1365 روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه الله الاعظم (عج) در عملیات كربلای2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد و دل صخره و كوه، یاد و خاطره شجاعت‌های بی‌نظیر او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را دریافت كرد و به بارگاه عز الهی فرا خوانده شد.
خصال و ویژگیهای درخشنده كاوه در تمام مدت خدمتش و در تصدی مسؤولیتهای مختلف، درسی است بس بزرگ. امید است با بكارگیری آنها و آراسته شدن به آن سجایای اخلاقی، خود را برای دفاع از حریم اسلام و ارزشهای متعالی آن همواره مهیا و آماده سازیم.



منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید نیكنام

«شهید رسول نیكنام» در دی ماه سال ۱۳۴۷ در تهران به دنیا آمد و دوران پرشور كودكی و نوجوانی اش را در محله چیتگرشمالی پشت سر گذاشت. او با آغاز جنگ تحمیلی در حالی كه ۱۳ سال بیشتر نداشت به عضویت بسیج محله اش درآمد و با وجود مخالفت مسئولان بسیج به منطقه عملیاتی غرب اعزام شده و تازمان شهادتش بارها و بارها در عملیات های متعدد شركت كرد. به طوری كه چندین بار نیز مجروح شد. تا اینكه در بهمن ماه سال ۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه با گلوله مستقیم تانك دشمن به شهادت رسید. پیكر شهید رسول نیكنام در سال ۷۷ پس از ۱۳ سال مفقودالاثر بودن به همراه پیكر «منصور حسین نژاد» كه از هم محله ای ها و همرزمان او بود به خانواده تحویل داده شد و پس از تشییع در قطعه ۲۶ بهشت زهرا برای همیشه آرام گرفت

منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات() 

شهید بهشتی

آیت الله دكتر سید محمد حسینى بهشتى در دوم آبانسال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتى تحصیلات خود را تا پایانسال دوم دبیرستان در آن شهر گذارند. به خاطر علاقه شدیدى كه به علوم اسلامىداشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمى را تا اواخر سطوح عالیه در همانحوزه خواند و در سال 1325 راهى حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طى یك سلسلهآموزش ها و استفاده از محضر اساتید و مراجع ، بخصوص حضرت آیت الله خمینى با عدهاى از فضلاى حوزه ، درس اصول و فقه آیت الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بودبنیانگذارى كرد. همچنین به همراه دوستان دیگر چون آیت الله شهید مطهرى و فقهاى دیگردر درس خارج امام خمینى ((ره )) حاضر شدند.
             شهید بهشتى پس از اخذ دپیلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامى و همچنین در سال 1338 دوره دكتراى این دانشكده را به پایان رسانید. وى از سال 1330 تدریس در دبیرستانها قم را آغاز كرد، و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاءسیس نمود . از جمله خدمات فرهنگى ارزنده شهید بهشتى ، مى توان از ایجاد آموزش زبان و علوم روز را براى فضلاى حوزه علمیه قم نام برد. در همین رابطه كانون اسلامى دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذارى كرد. شهید بهشتى كرد. شهید بهشتى در سال 1342 مدرسه علمیه حقانى را تاءسیس كرد و به كمك جمعى از فضلاى حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقانى پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت ((ساواك )) از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینى مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنى در سال 1344 به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها به طور طبیعى ناشى از اصالت فكرى و عمق مغز ایدئولوژیك وى به بنیانگذارى گروه فارسى زبان در انجمنهاى اسلامى دانشجویان در اروپا اقدام كرد. كنفرانسهاى آموزشى و آگاهى دهنده اى را كه از سال 44 تا 49 در مجامع دانشگاهى و كلیسایى آلمان برگزار مى كرد، از جمله اصیل ترین فعالیتهاى اسلامى وى به حساب مى آید.
             شهید بهشتى در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد كرد. در همین رابطه با همكارى شهید دكتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه كتاب تعلیمات دینى مدارس شدند. در آذرماه 1357 ضمن تلاش گسترده اى جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید آیت الله استاد مطهرى و شهید آیت الله دكتر محمد مفتح و آیات عظام مهدوى كنى و امامى كاشانى كوشید و جمعى دیگر از علماى مبارز در سراسر ایران به عنوان یك هسته اساسى از آن حمایت كردند. و حضرات آیات عظام سید ععلى خامنه اى (مقام معظم رهبرى )، مشكینى ، ربانى املشى ، طبسى و شهید هاشمى نژاد نیز به آن پیوستند.
قابل ذكر است كه هسته مبارزانى روحانیت متعهد پس از انقلاب در شكل ((حزب جمهورى اسلامى )) تیلور یافت .
شهید آیت الله بهشتى علاوه بر تسلط به زبانهاى آلمانى و انگلیسى بر ادبیات فارسى ، عربى ، منطق ، فلسفه و تفسیر با بهره گیرى از درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله العظمى بروجردى و امام خمینى ((ره )) و مرحوم و آیت الله داماد در این دو رشته صاحب نظر شد و اهل نظر، او یكى از والاترین اسلام شناسان معاصر مى دانند.
             زندگى دكتر بهشتى سرشار از مبارز علیه دشمنان اسلام بود. به طور مثال هنگامى كه حزب توده با تشكیلات قوى در صحنه سیاست كشور حضور داشت ، شهید بهشتى علاوه بر فعالیتهاى ایدئولوژیك ، در بالا بردن سطح روحیه جوانان سخنرانهاى بسیار كرد و در برابر ایادى حزب توده قد علم كرد و با افكار انحرافى آنها به مبارز پرداخت .
             طى سالهاى 1329 تا 1332 در دفاع از حكومت ملى دكتر محمد مصدق به همراه روحانیت مبارزه از چهره هاى فعال و كارسازى بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمى داشت . مبارزات آیت الله دكتر بهشتى به دور از هر گونه جنجال و تبلیغات انجام مى گرفت .
بهشتى تنها مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید.
بویژه از آغاز قیام امام خمینى ((ره )) در سال 1341 به همكارى با جمعیتهاى موتلفه اسلامى برخاست و به عضویت شوراى روحانیت آن انتخاب گردید.
             جمعیتهاى موتلفه اسلامى سازمانى بود كه از درون مبارزات انجمهاى ایالتى و ولایتى برخاست و مدیریت مبارزه را تا سال 1350 به عهده داشت . او در برگزارى راه پیمانى هاى عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر نقشى موثر داشت . سخنرانیهاى پرشور آیت الله بهشتى مخصوصا در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان ((عج )) تحرك فراوانى به مردم داد. هنگامى كه امام در پاریس بودند براى تبادل نظر با امام ((ره )) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام ((ره )) به عضویت شوراى انقلاب اسلامى ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبرى كننده ایشان در آن زمان كاملا محسوس بود.
شهید آیت الله بهشتى هنگام شهادت علاوه بر رهبریت حزب جمهورى اسلامى و عضویت شوراى انقلاب ، رئیس دیوان عالى كشور نیز بود.

منبع : مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: زندگی نامه ی چند شهید،     |
نظرات()