مفهوم نظم نوین جهانی1 [نظم نوین جهانی، دانشكده اطلاعات]



جهان امروز، جهانی با تحولات شگرف در ابعاد مختلف است. به نحوی كه سیاست خارجی و دیپلماسی كشورها نیز متأثر از این دگرگونیهاست. میخائیل گورباچف با اعلام این مطلب كه «عصر ابرقدرتها به پایان رسیده است» نخستین كسی بود كه از جایگزینی همكاری به جای رویارویی میان شرق و غرب سخن گفت. الف) زمینه تاریخی نظم نوین: ویژگی مهم نظام بین المللی سالهای پس از جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و مبارزه ایدئولوژیك بین شرق و غرب است.
1- نظام دوقطبی سازش ناپذیر: پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریكا به عنوان تنها برنده واقعی جنگ وارد صحنه بین‌المللی شد و نقش حافظ و نگهبان نظام سرمایه‌ داری را بر عهده گرفت و جماهیر شوروی رقابت سختی بر سر تقسیم مناطق نفوذ با آمریكا و اروپای غربی شروع كرده و دو قدرت می‌كوشیدند موجودیت خود را حفظ كرده و كشورهای جهان سوم را به نفع خود زیر سلطه بگیرند و طرف مقابل را از تغییر یك جانبه موقعیت جهانی بازدارند.
2- دوران دوقطبی تحمل‌پذیر: مبارزه طلبی اتحاد جماهیر شوروی در بحران موشكی كوبا، باعث شروع دوره جدیدی در روابط بین‌الملل به نام دوران تنش‌زدایی شده كه ابتدا زمینه تحكیم روابط بین‌ ابرقدرتها را بر اصول همزیستی فراهم آورد. در سالهای 1945 تا 1962 آمریكا به خاطر محدودبودن برد موشك‌هایش به پایگاهی در مناطق پیرامون شوروی نیاز مبرم داشت، اما طرح تولید موشكهای دوربرد و پذیرش دكترین تنش‌زدایی از نیاز آمریكا به این پایگاه‌ها كاست. پیمانهای نظامی اهمیت خود را به عنوان تأمین امنیت ابرقدرتها و هم پیمانانشان از دست دادند.

روح نظم نوین جهانی در چارچوب منافع واشنگتن و غرب پایه‌ریزی شده است و با منافع كشورهای جهان سوم منافات دارد. نظم نوین مورد نظر آمریكاچیزی جز اصطلاح فریب‌دهنده‌ی افكار عموم و چپاول منافع و ثروت‌كشورها را به دنبال ندارد. سرویس‌ها و سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی جهان استكبار، فعالیتها و عملیات خود را در سراسر جهان گسترش داده و با توجه به افول ایدئولوژی كمونیسم، چرخش اهداف خود را به سوی اسلام دنبال خواهند كرد و سعی دارند كه افكار عمومی كشورهای اسلامی را از اصول و قوانین شریعت الهی منحرف نمایند. ابزارهای اطلاعاتی هم در دوران جدید شكل تازه‌ای گرفته، استفاده از سیستم‌های فنی و الكترونیكی بیش از گذشته اهمیت پیدا كرده است. با شروع جنگ خلیج فارس و حضور برتر آمریكا، جرج بوش اعلام كرد: جنگ خلیج فارس نخسین آزمون برای پدیدارشدن یك نظم نوین بود، جهانی كه در آن یك نظام حاكم است.2

عبدالرحمان مونیف روزنامه‌نگار غرب چنین اظهار می‌كند:

نظم نوین جهانی، سپر سلطه‌گری آمریكاست، نفت در صدر فهرست‌ منافع آمریكا قرار دارد. نفت برای آمریكا تلاش برای كنترل آینده مردم است.3

گروهی اعتقاد دارند كه آمریكا تلاش خواهد كردكه به حالت قدرت مسلط درآید و همانند انگلیس قرن 19 به عمده‌ترین كانون تعیین كننده‌ی مناسبات بین‌المللی تبدیل گردد.

نكاتی را كه نظم نوین باید در خود داشته باشد.

1- فقر را به عنوان مهمترن عامل بحران: در روابط اقتصادی میان كشورها مورد توجه قرار داده در امحاء آن كوشش كند.
2- امكان رقابت سالم میان گروه‌بندی‌های اقتصادی موجود از جمله كشورهای اسلامی را فراهم آورد.
3- جریان سرمایه‌ها و منابع مادی و انسانی كشورهای در حال توسعه به سوی كشورهای پیشرفته را متوقف نماید.
4- شرایط لازم برای آغاز مذاكرات كشورهای پیشرفته با كشورهای در حال توسعه را در جهت بهبود وضعیت اقتصادی كشورهای فقیر مهیا كند.
5- جامعه بین‌المللی جهت تضمین توازن بین رشد قیمت واردات مواد اولیه از كشورهای جهان سوم با قیمت صادرات محصولات صنعتی به این كشورها تلاش نماید.
6- شرایط لازم برای انتقال تكنولوژی مناسب از كشورهای پیشرفته به كشورهای در حال توسعه تدارك گردد.‌‌‌‌4
اسلام یك واقعیت جهانی با تأثیراتی جهان شمول، ضد تجاوز، ضد ظلم و ضد استعمار است، برای همین سردمداران نظم نوین جهانی از آن بیم دارند و آن را رقیب نیرومندی در عرصه جهان می‌بینند. ولی استعمار غرب باید بداند، هر ملتی كه بر سر آرمانهای خود بایستد، سرانجام به پیروزی می‌رسد.

نظم نوین جهانی (از دیدگاه مقام معظم رهبری) [كتاب آمریكا از دیدگاه رهبری، مركز تحقیقات اسلامی سپاه]

این نظام نوینی كه آمریكائیها می‌گویند این است، كاری كنند كه همه‌ی دنیا آن‌طور كه آنها می‌خواهند، فكر كنند و حقایق را وارونه بفهمند.5 نظم نوینی كه آمریكا در پی استقرار آن است، متضمن تحقیر ملتها و به معنای امپراطوری بزرگی است كه در رأس آن آمریكا و پس از آن قدرتهای غربی است.6 بازگشت به جامعه‌ی جهانی – كه آمریكا منادی آن است – به معنای پذیرش سلطه‌ی فرهنگ غرب است.7
آیا نتیجه تمام درگیری شرق و غرب چه باید باشد؟ باید قدرت مطلقه و روزافزون آمریكا بر ملتهای ضعیف باشد؟ معنای نظم نوین جهانی این است!؟8
مصلحت و منافع ابرقدرتهای غرب اكنون در تفهیم و القای این مطلب به افكار عمومی دنیاست كه شكل فعلی نظام بین المللی تغییرناپذیر است و سرنوشت جهان دست كم تا دهها سال دیگر بر این اساس كه آمریكا به عنوان قدرت یكه‌تاز جهان باید در رأس قرار داشته باشد رقم خواهد خورد. و كشورها نیز ناچار به تطبیق خود با این وضع هستند اما واقعیتها خلاف آن را نشان می دهند. شرایط سیاسی و اقتصادی جهان، اوضاع اروپا و بیداری فزاینده تمدن اسلامی به احتمال بروز دگرگونی عمده در آمریكا و فروپاشی اقتدار ابرقدرتهای غرب در آینده نزدیك قوت زیادی بخشیده است. به اعتقاد ما با فروپاشی امپراطوری شرق، دوام و ثبات آمریكا نیز از میان خواهد رفت و انتظار می‌رود. تحولات آینده به انزوا آمریكا در صحنه روابط بین‌المللی بیانجامد.


منبع : http://noorportal.net

گردآورنده:اصغر جوانی



نوشته شده در تاریخ جمعه 11 شهریور 1390    | توسط: محمد حسین مودی    | طبقه بندی: و اینك آخرالزمان...،     |
نظرات()